تبليغاتX
عباس محمد زاده

عباس محمد زاده

حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام


دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.

چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 19:46  توسط عباس محمد زاده  | 

قدرت و جرات

برای شناکردن به سمت مخالف رودخانه قدرت و جرات لازم است

وگرنه هر ماهی مرده ای هم میتواند از طرف جریان آب حرکت کند . . .


(دکتر علی شریعتی )

+ نوشته شده در  ساعت 14:38  توسط عباس محمد زاده  | 

هواپیمای مفهومی ایرباس‌ 2030

+ نوشته شده در  ساعت 12:9  توسط عباس محمد زاده  | 

غذا دادن به بچه

يك روش جديد براي غذا دادن به بچه

+ نوشته شده در  ساعت 17:19  توسط عباس محمد زاده  | 

سال 1389

 عيد بر شما ايرانيان سر افراز مبارك باد


سال 1389 را برايتان سالي پر از سلامتي آرزومندم

+ نوشته شده در  ساعت 18:52  توسط عباس محمد زاده  | 

چند نمونه از فرهنگ های مختلف

به نظر شما غذا و تهیه آن در فرهنگ های مختلف چگونه است؟


چند نمونه از فرهنگ های مختلف را شرح می دهیم :

آمریکایی : همه نوع غذا برای خوردن مهیا است ولی از آنجا که مالش از گلویش پایین نمی رود و در خدمت اموال مردم است دائما در حال لشکر کشی برای تهیه یک لقمه غذا است! عادت دارد با تهدید اسلحه غذای دیگران را هم از آن ها بگیرد و بخورد ! غذای خود را ذخیره کند و برای تعادل در بازار غذا حتی گندم به دریا بریزد تا مبادا کسی از او بیشتر داشته باشد.

اروپایی : همه نوع غذا برای خوردن دارد و از غذای خودش می خورد ولی از باب دمکراسی و حقوق بشر دیگران را تحریک می کند که از غذای بقیه بخورند !

آفریقایی : بر روی کوهی از غذا نشسته است ولی غذایی برای خوردن پیدا نمی کند ! آنقدر سر به زیر است که ناچار می شود ذخایر عظیم الماس خود را را بدهد تا برنامه جهانی غذا برایش غذایی تهیه کند

هندی : اگر بتواند غذایی برای خوردن پیدا کند از خوشحالی کمی حرکات موزون می رود و سپس غذا را میل می نماید!

چینی : روزی سه وعده غذا از بی کیفیت گرفته تا با کیفیت برای سایزهای مختلف تولید می کند تا با پولش یک وعده غذا بخرد و بخورد !

ژاپنی : غذای پر خاصیت می خورد تا مغزش خوب کار کند و بتواند غذاهای جدید کشف کند !

عربی : به اندازه خودش و چندین همسرش غذا دارد ، دائما غذا می خورد ، قضای حاجت می کند تا دوباره بتواند غذا بخورد !

فلسطینی : غذا و طرز تهیه غذای این جماعت انصافا با غذای دیگران فرق می کند...غذای او را 61سال پیش دزدیده اند...دزد غذا و دم خروس را می بینند و مدرک هم از او دارند اما غذایش را به او نمی دهند...می گویند هولوکاست خورده است...

صهیونیست : تا توانسته از اینجا و اونجا غذا تهیه کرده و در انبار انباشته است...ولی از باب اینکه خود را " بنده برگزیده خدا" می داند و دیگربندگان خدا را آدم فرض نمی کند به خود حق می دهد کسی که غذا دارد را بکشد و غذایش را میل نماید! تازه پس از صرف غذا دائما مردمان دور بر خود را متهم می کند که چرا به او در حال غذا خوردن نگاه کرده اند... اگر اعتراضش به جایی نرسد جیغ و داد می کند که اینها می خواهند غذای مرا بگیرند و مرا از صفحه روزگار محوکنند.
+ نوشته شده در  ساعت 18:51  توسط عباس محمد زاده  | 

10 قانون طلايي برگزاري جلسات كاري


مترجم - وحيد رضا نعيمي:
جلسه بيش از 93 دقيقه است كه جريان دارد. براي شما انگار 93 روز است

قرار بود جلسه فقط حداكثر يك ساعت طول بكشد اما رئيس براي صحبت كردن درباره طرح مورد علاقه‌اش در جلسه حاضر شد و هيچ‌كس اكنون حاضر نيست نخستين نفري باشد كه از خستگي سخن بگويد. همه سرگرم ارائه نظرياتي هستند كه به مذاق رئيس خوش بيايد. شايد در  دل خود به كسي كه از سخن گفتن درباره موفقيت طرح دست بر نمي‌دارد، بدوبيراه بگوييد، زيرا مي‌دانيد اين طرح محكوم به شكست است.

براي تشكيل جلسات موفقيت‌آميز بايد اصولي را رعايت كرد كه اهم آن به شرح زير است:

1- ساعت در جلسات از همه چيز مهم‌تر است. به خاطر احترام به پايبندي و بزرگ‌منشي همه افراد حاضر، جلسه نبايد بيش از زمان اعلام‌شده طول بكشد، به‌خصوص جلساتي كه به‌طور منظم تشكيل مي‌شود. اگر جلسه تماماً‌ صرف يك موضوع مي‌شود و به نتيجه‌اي نمي‌رسد، كار را به جلسه ديگر موكول كنيد. اگر بايد جلسه با اتخاذ يك تصميم يا اقدام به پايان برسد، بايد بر همين اساس زمان‌بندي شود. پيش از آغاز جلسه، به همه شركت‌كنندگان بگوييد جلسه تا زمان نتيجه‌گيري لازم ادامه خواهد يافت. با كم نشان دادن مقدار كار در جلسه، افراد را گمراه نكنيد. زيان اين كار مستقيماً‌ گريبانگير خود شما خواهد شد.

2 - دليل اصلي جلسه را فراموش نكنيد. تنها دليل برگزاري جلسات آن است كه كاري را با هم انجام دهيم كه نمي‌توان آن را به تنهايي و به نحو بهتر انجام داد. جلسات به‌طور كلي يكي از اين سه هدف اصلي را دارند: برقراري ارتباط، اداره كردن و تصميم گرفتن. از اين سه، اولي و آخري مهم‌تر است. اما تمركز هر سه نوع جلسه بايد بر اتخاذ اقدام باشد. در جلسات يا بايد مقصود به اطلاع حاضران برسد يا نتايج اقدامي كه گرفته شده، اعلام شود يا يك رشته اقدام براي اجرا تدوين شود يا يك رشته اقدام از ميان گزينه‌ها انتخاب شود. اگر جلساتي را برگزار كنيد يا به جلساتي برويد كه هدفي غيراز اينها دارد، وقت خود و ديگران را تلف مي‌كنيد. بهتر است كار ديگري بكنيد.

3 - قانون طلايي جلسات را به ياد داشته باشيد: در برابر جمع تحسين كنيد، در خلوت انتقاد كنيد. انتقاد در جمع را هر گاه كه پيش مي‌آيد، قطع كنيد. اين كار به‌شدت به روحيه افراد لطمه مي‌زند و بايد از آن جلوگيري كرد. اگر تمام اعضاي گروه به ياد داشته باشند كه آنان براي يك كارفرما كار مي‌كنند و در نتيجه عضو يك گروه محسوب مي‌شوند، جلوي بسياري از مشكلات گرفته مي‌شود. پيش از آغاز جلسه، به شركت‌كنندگان يادآوري كنيد كه رئيس جلسه كيست، جلسه چقدر طول مي‌كشد و هدف جلسه چيست. آنگاه بايد با تلاش‌هايي كه بر اثر سوءتفاهم در مورد قواعد مورد پذيرش همگان براي انحراف مسير جلسه صورت مي‌گيرد، مقابله كرد. مؤدبانه اما با قوت جلسه را به مسير اصلي بازگردانيد.

4- در خارج از ساعات عادي كاري جلسه نگذاريد. البته مواقعي پيش مي‌آيد كه بايد اين قانون را شكست اما اين كار را فقط بايد در موارد واقعاً اضطراري انجام داد. كساني كه در شب يا روزهاي تعطيل جلسه مي‌گذارند، در واقع اين حقيقت شرم‌آور را جار مي‌زنند كه زندگي ندارند و انتظار دارند كه بقيه هم زندگي خود را رها كنند. نبايد به چنين شخصي اجازه داد اصلاً‌ جايي را اداره كند، چه برسد مثلاً‌ بخشي از يك شركت بزرگ؛ زيرا از صفات انساني اوليه براي حسن انجام كار بي‌بهره‌اند. دوام آوردن در دنياي سريع امروزي نيازمند فهم درست از كار و نيز نگاه به اطراف است. كساني كه فاقد تعادل لازم در زندگي هستند، احتمالاً نمي‌‌توانند دنيايي را كه در آن هستند يا اطراف خود را ببينند.

5- از فشار گروه براي تصويب تصميمات استفاده نكنيد. استفاده از جلسات براي زير فشار گذاشتن افراد به‌منظور موافقت با اقدامات يا افكاري كه مي‌دانيد غيراخلاقي يا غيرقانوني هستند، اشتباه است. فشار گروه نيروي توانمندي است، به‌خصوص در جايي كه شغل افراد در خطر باشد. از آن براي منحرف كردن افراد از مسير قانون يا دور زدن قانون يا هزاران عمل غيرقانوني ديگر كه معمولاً‌ در شركت‌ها صورت مي‌گيرد، سوءاستفاده نكنيد. سازمان يا شركت هر كس داراي يك دسته ارزش است. اگر پايبندي به قانون اخلاق يا حاكميت قانون جزو آن نيست، اين ارزش‌ها را تغيير دهيد يا در جاي ديگري مشغول به كار شويد.

6- از جلسات براي خراب كردن كار كس ديگري استفاده نكنيد. در هر جلسه، مي‌توان بدون شخصي كردن مسائل يا خراب كردن افراد، اختلاف نظر را بيان كرد. تخريب ديگران اشتباه و از نظر عقلاني نابخردانه است. دنياي كاروكسب امروزي به قدري زودگذر و افراد حاضر در آن به قدري گذرا هستند كه گذشته بار ديگر برمي‌گردد و با شما روبه‌رو مي‌شود. يك پيروزي كوچك در قبال شكست فردي ديگر در يك شغل مي‌تواند در محل اشتغال بعدي شما، شرم‌آور باشد. در برابر وسوسه تخريب مقاومت كنيد. متأسفانه، ماهيت بي‌ثبات محيط كاري امروز سبب شده است تا بسياري افراد رويكرد مخالف را در پيش بگيرند. به‌نظر مي‌رسد اين تفكر حاكم است: من ديگر هرگز اين افراد را نخواهم ديد. پس چرا با آنان به هم نزنم؟ اما تقريباً‌ هميشه ضد‌اين امر درست از آب در مي‌آيد.

7- امور شخصي و كاري را از هم جدا نگه داريد. دوست بودن با افراد در محيط كار هيچ ايرادي ندارد. اما جلسه جاي خوش و بش نيست. البته قدري خوش و بش ابتدا و پايان جلسات باعث نرم شدن روابط مي‌شود. اما بديهي است كه بايد موازنه به نفع كار باشد. خوش و بش بيش از اندازه باعث ناراحتي كساني در جلسه خواهد شد كه جزئي از اين بده بستان نيستند. به علاوه، اين امر براي فرايند كار نامناسب است و باعث فرسايش روحي مي‌شود. لازم است فرد در بيرون از كار، زندگي خود را داشته باشد. اگر متوجه شديد كه همه مراودات شما در جلسات كاري پيش مي‌آيد، زمان تغييراتي در زندگي فرارسيده است.

8- فراموش نكنيد كه بهترين الگو براي جلسات دمكراسي است، نه پادشاهي. در برابر اين وسوسه كه شركت‌كنندگان را به تأييد تصميم مورد نظر خود وادارد، مقاومت كنيد. بايد با اقناع اخلاقي كار را به پيش ببريد، نه با زور عنوان خود. زورمداري الگوي مناسبي براي جلسات نيست. در مقام مدير، بايد همواره براي فهميدن هدف جلسه تلاش كنيد. اگر مي‌خواهيد دستور بدهيد، آن را در رسانه‌اي كه در اختيار داريد، منتشر كنيد. لازم نيست براي اعلام رويه‌اي كه نياز به بحث ندارد، جلسه بگذاريد. و مراقب ديگر كساني در جلسه باشيد كه مي‌خواهند كنترل آن را به دست بگيرند. اين كار مورد علاقه برخي افراد است. وظيفه شما به‌عنوان مدير جلسه است كه مانع از اين كار شويد.

9- هميشه دستور كار روشني آماده كنيد و از قبل آن را در اختيار ديگران بگذاريد. كار خوبي است كه پيش از جلسه، درباره هدف، ماهيت و ساختار آن فكر كنيد. اين افكار بايد به‌صورت دستور كار دربيايد و پيش از جلسه در اختيار همه شركت‌كنندگان قرار بگيرد. اين‌گونه،همه وقت كافي دارند تا پيشنهاد، گزارش، طرح و... خود را آماده كنند. در اغلب موارد، كساني كه جلسه مي‌گذارند، ميزان آمادگي لازم براي شركت‌كنندگان را دست‌كم مي‌گيرند.

10- جلسات منظمي را كه ديگر هدفي براي آن وجود ندارد، متوقف كنيد. اگر ديگر نمي‌توانيد به روشني دليل جلسه منظمي را بيان كنيد، زمان آن رسيده كه دست نگه‌داريد. اهداف تغيير مي‌كند و وقتي دليل برگزاري جلسه از بين مي‌رود، نخستين نفري باشيد كه آن را متوقف مي‌كنيد. تمام جلسات ادواري بايد ارزيابي ادواري شوند تا معلوم شود آيا هنوز هدفي وجود دارد يا خير.

+ نوشته شده در  ساعت 10:47  توسط عباس محمد زاده  | 

خواب بیش از حد

گاهی هنگامی که بیش از حد میخوابید، دچار خجالت شده و نسبت به خود خشمگین میشوید. اگر شما به طور مداوم بیش از حدی که میخواهید و مجازید، میخوابید، بدانید که در دنیا مانند شما کم نیست..

گاهی هنگامی که بیش از حد میخوابید، دچار خجالت شده و نسبت به خود خشمگین میشوید. اگر شما به طور مداوم بیش از حدی که میخواهید و مجازید، میخوابید، بدانید که در دنیا مانند شما کم نیست..

من شخصا عادت داشتم که روزی 10 ساعت بخوابم که این زمان حداقل دو بار در هفته گاهی تا "شبی" 14 ساعت هم افزایش میافت. در نتیجه من میتوانم با توجه به تجربه شخصی و با اطمینان به شما بگویم که "در اکثر موارد، خواب بیش از حد میتواند به تمام سیستم خوابیدن شما آسیبی جدی وارد کند."

شما به سرعت به خوابیدن اعتیاد پیدا میکنید، زیرا دیگر خواب شما طبیعی و با کیفیت خوب و مناسب نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت 21:14  توسط عباس محمد زاده  | 

مراقب باشيد! حمله قلبی در زمستان رایج‌تر است


احتمالا شما از روی تجربه می‌دانید که زمستان با افزایش موارد سرماخوردگی و آنفلوآنزا همراه است

اما می‌دانید که زمستان فصل حمله قلبی هم هست؟

هوای سرد باعث می‌شود که عروق خونی سطحی بدن منقبض شوند تا از هدر رفتن حرارت جلوگیری شود.

این یک پاسخ طبیعی بدن است که می‌تواند افراد دچار عوارض قلبی و افرادی که در ورزش‌های شدید انجام می‌دهند، در معرض خطر بالاتر حمله قلبی قرار دهد.

این تنگ شدن عروق خونی، فشار خون را بالا می‌برد و می‌تواند جریان اکسیژن را به قلب کاهش دهد. این وضعیت در ترکیب با انجام فعالیت‌‌های جسمی شدید مانند پارو کردن برف، می‌تواند قلب را تحت فشار قرار دهد، در افراد در معرض خطر، حمله قلبی ایجاد کند.

علائم حمله قلبی ممکن است شامل درد، ناراحتی یا احساس فشار در قفسه سینه،‌ درد در بازوها، گردن یا فک،‌ تنگ نفس، تهوع یا عرق سرد باشد. گرچه زنان ممکن است به همین نحو احساس درد کنند،‌ آنها با احتمال بیشتری نسبت به مردان ممکن است حمله قلبی‌شان را با تنگ نفس، تهوع یا استفراغ و درد پشت و درد فک بروز دهند.

حمله قلبی ممکن است با کشیدگی عضلات، اشتباه شود، بنابراین هر علامتی را پس از فعالیت‌های جسمی شدید باید جدید گرفت.

 برای کاهش خطر مشکلات قلبی در طول زمستان به این توصیه‌ها توجه کنید:

  • فوری از  تختخواب بیرون نپرید و به سراغ پارو کردن برف نروید. پیش از شروع چنین فعالیت‌های جسمی شدید،‌ راه بروید و به خود کشش بدهید.
  • به درستی لباس بپوشید. پالتوهای ضدآب و ضدباد بپوشید، دور دهان‌ و بینی‌تان روسری ببندید تا هوا قبل از تنفس گرم شود. در چند لایه لباس بپوشید، این کار را به حفظ حرارت بدن‌تان کمک می‌کند.
  • برای اجتناب از فشار شدید جسمی، سعی کنید از تکنیک فشار دادن برف با پارو استفاده کنید، نه اینکه برف را با پارو بلند کنید. همچنین وقفه‌های مکرر داشته باشید - برای 15 دقیقه پارو کنید و بعد 5 دقیقه استراحت کنید.
  • اگر بالای 50 سال دارید و اضافه وزن دارید، زندگی بی‌‌حرکت دارید، سیگار می‌کشید یا سابقه حمله قلبی دارید،‌ پیش از انجام فعالیت‌هایی مانند پارو کردن برف، با دکترتان مشورت کنید. بهتر است در این موارد از فرد ديگري براي پارو کردن برف  استفاده کنید.
+ نوشته شده در  ساعت 10:48  توسط عباس محمد زاده  | 

57 سنت !!!

 

 یه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود؛ دخترک قبلا یکبار آن کلیسا را ترک کرده بود، چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: "من نمیتونم به کانون شادی بیام!" کشیش با نگاه کردن به لباسهای پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد. دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود، بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند نداشتند، فکر میکرد. چند سال بعد، آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند، فوت کرد. والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود، تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد.
در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند، یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند که به نظر میرسید دخترک آن را از آشغالهای دور ریخته شده پیدا کرده باشد. داخل کیف 57 سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود: "این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است، برای اینکه کمی بزرگتر شود تا بچه های بیشتری بتوانند به کانون شادی بیایند." این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود، در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند. وقتی که کشیش با چشمهای پر از اشک نوشته را خواند، فهمید که باید چه کند؛ پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد. او شماسهای کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند، تا بتوانند کلیسا را بزرگتر بسازند. اما داستان اینجا تمام نشد... یک روزنامه که از این داستان خبردار شد، آن را چاپ کرد. بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد، که هزاران هزار دلار ارزش داشت.
وقتی به آن مرد گفته شد که آنها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند، او حاضر شد زمینش را به قیمت 57 سنت به کلیسا بفروشد. اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک پول هم از دور و نزدیک به دست آنها میرسید. در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به 250000 دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود (در حدود سال 1900). محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد. وقتی در شهر فیلادلفیا هستید، به کلیسای Temple Baptist Church که 3300 نفر ظرفیت دارد، سری بزنید. و همچنین از دانشگاه Temple University که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید. همچنین بیمارستان سامری نیکو (Good Samaritan Hospital) و مرکز "کانون شادی" که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید.
مرکز "کانون شادی" به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند. در یکی از اتاقهای همین مرکز میتوانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با 57 سنت پولش، که با نهایت فداکاری جمع شده بود، چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد. در کنار آن، تصویری از آن کشیش مهربان، دکتر راسل اچ. کان ول که نویسنده کتاب "گورستان الماسها" است به چشم میخورد.
این یک داستان حقیقی بود که نشان میدهد خداوند قادر است که چه کارهایی با 57 سنت انجام دهد.

+ نوشته شده در  ساعت 7:16  توسط عباس محمد زاده  |